خط از اطراف روی یار شد سبز
عجب سنبل درین گلزار شد سبز
چنان در پای دیوارش گریستم
کزان خار سر دیوار شد سبز
ز زهر چشم او حرفی نوشتم
قلم در دست نرگسوار شد سبز
چه پرسی حاصل کشت امیدم
که بعد از گریهٔ بسیار شد سبز
ازین گلسن که آبش دادم از چشم
بگفتم گل بروید خار شد سبز