بیا عیادت من کن قدم دریغ مدار
مسیحدم ازین خسته دم دریغ مدار
بگو صبا ز من آن یار بیعنایت را
گذشت از سر لطف و ستم دریغ مدار
مساز محو ز لوح ضمیر نام مرا
نوازشی به زبان قلم دریغ مدار