واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۸۱

دشمنان خانهٔ من سوخته بودند نشد

آتش از حسد افروخته بودند نشد

آفرین باد به تأثیر وفاداری من

بی‌وفایی به تو آموخته بودند نشد

پنجهٔ شوق نیازم که به سر وقت رسید

دوستان جیب مرا دوخته بودند نشد