واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۷۸

چشم تو را که رخصت خون ریز داده‌اند

خنجر به دستش از مژهٔ تیز داده‌اند

در خنده اختیار نداری به رنگ گل

جام طرب به دست تو لبریز داده‌اند

آویخته است از سر هر موی او دلی

جانان تو را چه زلف دل‌آویز داده‌اند