واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۷۱

داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد

چندان که مشت خاک مرا لاله‌زار کرد

گفتی که بعد ازین نزنم تیر خود به غیر

حرفی که گفته‌ای به دل بنده کار کرد

زلف تو گشت درهم و برهم چو خط رسید

این شور مور بین چه‌قدر تارومار کرد