دیده گردید و بت عهدشکن پیدا کرد
خوش بلایی ز برای دل من پیدا کرد
در سفر داغ غریبی دلم آورد به دست
تحقهای بهر عزیزان وطن پیدا کرد
قدر لخت جگر من نشناسی حیف است
این عتیق است که نتوان به یمن پیدا کرد