ز من برگشت آن مه مهربان من که خواهد شد
درین بی طالعیها قدردان من که خواهد شد
عزیزان جمله پوشیدند چشم از یاس احوالم
بهجز داغ محبت دیدبان من که خواهد شد
دران محفل زیان دردمندان کس نمیداند
به پیش یار یارب ترجمان من که خواهد شد
شود خاموش شمع آنجا که حرف از سوز دل گویم
نمیدانم به بزمش همزبان من که خواهد شد