واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۵۷

من ز دل دل ز من جدا افتاد

من و دل را ببین چه‌ها افتاد

سر زلفش نداشت دلی لیکن

بازی بازی درین بلا افتاد

دل که بود از غزاله وحشی‌تر

در کمند تو از کجا افتاد

نمک خوان درد تا خوردیم

مرهم از چشم داغ ما افتاد