کی خستهٔ غمت به مسیح التجا برد
حاشا که دردمند تو نام دوا برد
روزی بر آستان تو یابند مردهام
هرکس که داد دل به تو جان را کجا برد
ما را خبر ز منزل مقصود خود کجاست
از خویش میرویم به هر جا خدا برد
بسیار میرود دل من از پی بتان
ترسم که رفته رفته مرا هم ز جا برد