تنها نه چشم از غم هجران سفید شد
هر مو در آب دیده چو مژگان سفید شد
بنگر سیاهبختی داغم که چشم او
در انتظار صبح نمکدان سفید شد
خورشید و مه ز شرم تو رفتند در حجاب
یعنی که پیش روی تو نتوان سفید شد
داغ خجالت آه ز شستن نمیرود
گیرم ز گریه نامهٔ عصیانت سفید شد
یعقوبوار چشم سیه روزگار من
از گریه در فراق عزیزان سفید شد