حرف از مهر و وفا میگوید
آه آن شوخ چهها میگوید
چون در آیینه ببیند خود را
بت من نام خدا میگوید
آنچه بر من ز جدایی رفته است
دل جدا دیده جدا میگوید
این سخنها که به من میگویی
من ندانم که تو را میگوید
جان من این همه دشنام مده
بندهای را که دعا میگوید