آنچه با دل آن ستمگر میکند
گفته گر آید که باور میکند
گرد در کوی تو میدانی که چیست
دادخواهی خاک بر سر میکند
ساقی دوران چو دور من رسید
جای صهبا خون به ساغر میکند
از پی آن بت برهمن گشتهام
آدمی را عشق کافر میکند
یار خونین دست با دل آنچه کرد
گر بگویم خون دل سر میکند