در دل آن پرعتاب میگردد
زهرهٔ طاقت آب میگردد
مست عشق تو هر کجا نالد
مرغ و ماهی کباب میگردد
ابرویش را اگر کنی محراب
هر دعا مستجاب میگردد
خانهٔ دل حباب را ماند
که به آهی خراب میگردد
هر که سودای زلف یارش سوخت
خون او مشک ناب میگردد
در دهان جای ذکر بر لبها
جای آبم سراب میگردد
عرق آلوده چون روی به چمن
گل ز خجلت گلاب میگردد