واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۰۰

نی همین بی او دل گرمم گداخت

جان سختی داشتم آن هم گداخت

موم با آتش چه‌سان گردد حریف

دید تا داغ مرا مرهم گداخت

گرچه با من گرمی بسیار کرد

همچو شمعم داغ او کم‌کم گداخت