واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۹۸

بیا بیا که غم و غصه از حساب گذشت

چو زلف عمر درازم به پیچ و تاب گذشت

خبر ز گریهٔ خواری‌کشان عشق کجاست

تو را که عمر به پاشیدن گلاب گذشت

شکوفه‌ریزی اشکم ندید یار افسوس

هزار نرگس او در خمار و خواب گذشت