واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۷۶

زان شوخ دل به نامه و پیغام شاد نیست

بر گفته و نوشتهٔ او اعتماد نیست

ای کعبهٔ امید به فریاد من برس

کشتی‌نشین شوقم و باد مراد نیست

درد شراب را چو قدح جا دهم بچشم

چون من کسی به میکده صاف اعتقاد نیست

پرهیز کن ز صحبت او این صلاح توست

یک قطره خون دختر رز بی‌فساد نیست