کردهام پیدا تب و تابی که میسوزد مرا
شمعآسا چشم بیخوابی که میسوزد مرا
با که می خوردی که من از آتش رشکم کباب
میزند موج از رخت آبی که میسوزد مرا
میتوان ساقی ز می آبی زدن بر آتشم
بی تو امشب هست مهتابی که میسوزد مرا