میروی و حسرت بسیار میماند به جا
چشم خونبار و دل افگار میماند به جا
دردمندی را کنی تسلیم زنهار ای فلک
بستر و بالین ازین بیمار میماند به جا
گر چنین باران اشک ما پیاپی میرسد
نی درِ این خانه نی دیوار میماند به جا