بگو به آن مژهها تا زنند تیر مرا
ز پیش چشم تو رم میکنم بگیر مرا
حنا نیام که توان بستنم به آسانی
توان به خون جگر کرد دستگیر مرا
به خاک چون ننِشینم که آن کمانابرو
ز خویش دور فکنده است همچو تیر مرا
چه رنگ همچو حنا پای آن جوان بوسم؟
مگر مدد رسد از پیر دستگیر مرا