کس چه کند این دل آواره را
این دل آوارهٔ صدپاره را
باده به آن چشم سیهدل مده
مست مکن کافر خونخواره را
در شب هجران تو ای مهجبین
میشمرم ثابت و سیّاره را
چشم من از گریه به طفلی نمود
کشتی طوفانزده گهواره را