به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا
پی تلافی مافات بر مزار بیا
ز خون من همه خوبان به کف حنا بستند
تو هم بکن قدمی رنجه ای نگار بیا
شود که وا شود این غنچهای که دلنام است
شگفتهروترم ای غیرت بهار بیا
اگر به کار منت آمدن به خاطر هست
بیا که رفت مرا دست و دل ز کار بیا