واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۱

ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما

پروای دل ما نکنی وای دل ما

چون لاله اگر پا نگذارد به میان داغ

پیوند نگیرد به هم اجزای دل ما

هر داغ کند تازه سیه خانهٔ لیلی

آید چو خیال تو به صحرای دل ما

بسیار کج افتاد به ما زلف تو ای شوخ

چون راست نیامد به تو سودای دل ما