مجمر داغ گشت سینهٔ ما
نیست امروز کس قرینهٔ ما
یافتم ای فلک ز منطقهات
که کمر بستهای به کینهٔ ما
میکشد سنگ را به ذوق شکست
جانب خویش آبگینهٔ ما
عشق آمد به یادگار نوشت
غزلی چند در سفینهٔ ما