چشمش از یک نگاه کشت مرا
این بلای سیاه کشت مرا
صبر از آه یک نفس نکند
دل بیصبر آه کشت مرا
روز و شب بر در تو میآیند
رشک خورشید و ماه کشت مرا
شکوه کردم برش ز حال تباه
او به حال تباه کشت مرا
بر سرم لشکری نتاخته است
شاه مژگانسپاه کشت مرا