؟؟؟؟؟؟ در خواب دیده
که خیش از صبح پیراهن دریده
؟؟؟؟کحل الجواهر
کشم زان خاک پا منت به دیده
ز طور اشک حیرانم که این طفل
ز چشمم زاده بر رویم دویده
کلامم بس که دارد طول زان زلف
دهم عرض غزل گردد قصیده
پیامش نیست جز قطع محبت
خط مکتوب او باشد دریده
ز چاک سینهام پیکان نماید
به رنگ دانه از نار کفیده
بساطش میشود برچیده از خط
عبث زلفش ز چین برخویش چیده
خط نورستهاش بر کهنه عشقم
فسون تازهای واقف دمیده