ای چرخ بعد مرگ ز خاکم پیاله کن
وانگه به یار بادهگسارم حواله کن
اوراق دل که میبری ازمن مده به باد
یکبار خود مطالعهٔ این رساله کن
دارالشفای روی زمین است میکنده
آنجا برو علاج غم دیرساله کن
داغ کسی دلا به تو تنها نمیرسد
قسمت به عضو عضو چون اوراق لاله کن
آهنگ تازهای به من آموخت است عشق
بلبل بیا به من بنشین مشق ناله کن
دل در گرفتهام ز تو در فکر رفتنم
فرصت غنیمت است بیا استماله کن
واقف به دست این دل صد چاک تا به کی
این شانه نذر آن بت مشکین کلاله کن