بییار گرفته شد دل من
بیکار گرفته شد دل من
یکبار شگفته رو ندیدم
بسیار گرفته شد دل من
شبها در کوی او چو دزدان
صدبار گرفته شد دل من
ای آیینه رو بیا که بیتو
زنگار گرفته شد دل من
با غیر شکفتنت چه لازم
انکار گرفته شد دل من
واقف این طرز گفتوگو را
بگذار گرفته شد دل من