ناامید از مهر و ماهی میروم
با عجب روز سیاهی میروم
کشتی طاقت تباهی گشت آه
آه با حال تباهی میروم
خاک بر سر سینه چاک افغان به لب
باده خواهم پیش شاهی میروم
بیگناهم وز حریم عصمتش
تهمتآلود گناهی میروم
بهر این جرمی نکرده پیش او
چون ندارم عذرخواهی میروم
میروم راهی و آهی میکشم
میکشم آهی و راهی میروم
گر نسیمی میرسید از کوی دوست
من ز جا چون برگ کاهی میروم
بس که در طاقت تنک سرمایهام
چون حباب از خود به آهی میروم
صیدم و مشتاق زخم کاریام
بر سر تیر نگاهی میروم
دل به صد ره میرود معذور دار
گر من از راهی به راهی میروم
راست گویم از چه کجکج میروم
در هوای کجکلاهی میروم
نیست راه واقف مرا در بزم یار
همره دل گاه گاهی میروم