یار طناز وای بر من و دل
بخت ناساز وای بر من و دل
من و دل بر دش چهها کردیم
در نشد باز وای بر من و دل
من و دل ساده آن حریف قمار
پر دغاباز وای بر من و دل
من و دل پای تا سریم نیاز
او همه ناز وای بر من و دل
دلربایان ز چشم و لب دارند
سحر و اعجاز وای بر من و دل
گر تو قانون ما تلنگی را
میکنی ساز وای بر من و دل
چشم او کرده از پی شلتاق
ترکی آغاز وای وای بر من و دل
اشکم آخر درید از طفلی
پردهٔ راز وای بر من و دل
هیچ شرمی نکرد از رویم
رنگ غماز وای بر من و دل
آمد آن شوخ شخ کمان واقف
ناوکانداز وای بر من و دل