کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجل
گشتم از کمشنویهای تو بسیار خجل
شربت خون دل من رگ تلخی دارد
زین سبب هستم ازان نرگس بیمار خجل
خانه آراستم امشب به امید وصلت
نامدی آه شدم از در و دیوار خجل
زینکه از پرده برافتاد محبت واقف
یار محبوب ز من گشت و من از یار خجل