واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۸

زان پیشتر که گل کند از برگ لاله داغ

کردند لخت لخت دلم را حواله داغ

منزل به کوی سوخته جانان خریده‌ام

ما را به جای مهر بود بر قباله داغ

در هر رساله‌ای که نویسند نام من

چون برگ‌های لاله شود آن رسالهداغ

آن بی‌قرار سوخته جانم که می‌کنم

همسایه را تمام شب از آه و ناله داغ

واقف ز محرمان کهنسال در جهان

صدساله درد دارم و هفتادساله داغ