واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۷

در محبت بی‌سرانجامیم نام ما مبر

سوختیم و همچنان خامیم نام ما مبر

همچو ما رد کرده‌ای در کعبه و بتخانه نیست

عار کفر و ننگ اسلامیم نام ما مبر

ناصحا اهل صلاحی ذکر ما موقوف دار

رند شاهد؟؟؟؟ و بدنامیم نام ما مبر

زاهدا ما را چه خوانی قابل صحبت نه‌ایم

همنشین شیشه و جامیم نام ما مبر

نوشن کن صوفی شراب صاف عرفان را به ذوق

ما که رند دردآشامیم نام ما مبر

ما کجا صیاد و اقبال اسیری از کجا

ما کجا شایستهٔ دامیم نام ما مبر

همرهان این راه طی کردند واقف لیک ما

همچنان در اولین گامیم نام ما مبر