عنبرین موی مرا دیوانه کرد
یاسمن بوی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید
طفل هندوی مرا دیوانه کرد
باطلالسحری بیار ای همنشین
چشم جادوی مرا دیوانه کرد
ماه تو را دیده میآیم به شور
طاق ابروی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسوی مرا دیوانه کرد
انس با مردم نمیگیرد دلم
چشم آهوی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیکگویان میروم
جذبهٔ کوی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشناروی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را بر آتش بیدریغ
آتشینخویی مرا دیوانه کرد
دل نیامیزد عجب دیوانهایست
کامشب از هویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابروی مرا دیوانه کرد