کی ز جور حبیب مینالد
دل من از نصیب مینالد
گوش کن گوش زاری دل من
که غریبی غریب مینالد
خار خار گلی مگر دارد
دل که چون عندلیب مینالد
طرفه دردی ز دست او دارم
که ز دستم طبیب مینالد
سرو باشد بهانه قمری را
بهر آن جامه زیب مینالد
مرو از ره به نالههای رقیب
کز برای فریب مینالد
سروکارم فتاده با طفلی
که ز دستش ادیب مینالد
خواه در وصل و خواه در هجران
واقف بیشکیب مینالد