دل ریش شد و سینه فگار است ببینید
با عشق هنوزم سروکار است ببینید
داغی که به دل بردم ازین لالهعذاران
امروز همان شمغ مزار است ببینید
گفتند عزیزان که به خون از چه طپیدی
شمشیر کسی بر سر کار است ببینید
از تیزی آن خنجر مژگان چه دهم شرح
این سینه و این دل که فگار است ببینید
تا چشم ببندید و گشایید گذشت است
این عمر عجب برق سوار است ببینید
خط آمد و آن زلف سر خویش گرفت است
آن مور که برهم زن مار است ببینید
طفلی که مرا کرده فراموش به یادش
اشکم چقدر سبحهشمار است ببینید
مشغول به بازیست دران سلسلهٔ زلف
دیوانه دل من به چه کار است ببینید
تلخ است به گل عیش ز دود دل لاله
در سوختهٔ او چه شرار است ببینید
دارد ز گلستان رخش نسخه دل من
هر بابی ازان فصل بهار است ببینید
یک روز بیایید بتان بر سر واقف
از بهر شما زار و نزار است ببینید