واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۷

در به در دل ز بینوایی شد

جام جم کاسهٔ گدایی شد

دل ز سنگ جفا درست شکست

فارغ از مومیایی شد

گل داغت به فرق من چون شمع

سروسامان خودنمایی شد

واقف امروز برکشم رنگی

دستش از خون من حنایی شد