دلها کباب جلوهٔ مستانهٔ تو اند
جانها خراب گردش پیمانهٔ تو اند
خورشید طلعتان پی دزدیده دیدنت
گرم تلاش روزن کاشانهٔ تو اند
خوبان که رو به کس ننمایند هر سحر
آیینهوار رو به در خانهٔ تو اند
جمعی که از جهان دل بیدار بردهاند
در خواب مگر گوش به افسانهٔ تو اند
کردیم سیر سلسلهٔ حسن مو به مو
زنجیر گیسوان همه دیوانهٔ تو اند
آنان که جام صافی مشرب کشیدهاند
در آرزوی دردی پیمانهٔ تو اند
دریادلان که از دو جهان دستشستهاند
غواص شوق گوهر یکدانهٔ تو اند
واقف خموش باش که یاران همتلاش
کی آشنای معنی بیگانهٔ تو اند