نی درد دین نه راحت دنیا به ما رسید
حرمان این و آن همه یکجا به ما رسید
صدبار کردهایم گریبان خویش چاک
تا گوشهای ز دامن صحرا به ما رسید
داری سر عیادت ما خستگان اگر
تنها بیا که درد تو تنها به ما رسید
در بزم عیش گشت کدورت نصیب ما
دردی که مانده بود ز صهبا به ما رسید
در باغ دهر نیست به حرمان ما کسی
چون فصل گل گذشت تماشا به ما رسید
قسمت ببین که باعث رشک رقیب شد
دردی که از گدایی دلها به ما رسید
بر بستر وصال تو آسوده دیگران
خمیازه همچو صورت دیبا به ما رسید
بردند وارثان دگر نقد عیش را
جنس غمی ز آدم و حوا به ما رسید
از بخت شور شد سبب گریههای تلخ
آبی که همچو ابر ز دریا به ما رسید
تیری که شست یار به ما وعده کرده بود
واقف به صدهزار تقاضا به ما رسید