بتگران چون صنم تراشیدند
صنمی چون تو کم تراشیدند
خط کشیدند بر جریدهٔ مهر
نوخطان چون قلم تراشیدند
عشق بالاتر از مقولات است
عاقلان کیف و کم تراشیدند
دل سخت تو کعبهٔ دلهاست
که ز سنگ حرم تراشیدند
اصل عیش جهان بهجز غم نیست
فربهی از درم تراشیدند
پارهای از سفال میکده بود
که ازان جام جم تراشیدند
مهر او را ز کین برآوردند
لطف او از ستم تراشیدند
دردمندان او ز خوبی طبع
لذتی از الم تراشیدند
کلک واقف به وصف چشم بتان
طرفه جادو رقم تراشیدند