واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۱

بتگران چون صنم تراشیدند

صنمی چون تو کم تراشیدند

خط کشیدند بر جریدهٔ مهر

نوخطان چون قلم تراشیدند

عشق بالاتر از مقولات است

عاقلان کیف و کم تراشیدند

دل سخت تو کعبهٔ دل‌هاست

که ز سنگ حرم تراشیدند

اصل عیش جهان به‌جز غم نیست

فربهی از درم تراشیدند

پاره‌ای از سفال میکده بود

که ازان جام جم تراشیدند

مهر او را ز کین برآوردند

لطف او از ستم تراشیدند

دردمندان او ز خوبی طبع

لذتی از الم تراشیدند

کلک واقف به وصف چشم بتان

طرفه جادو رقم تراشیدند