از صبا بوی یار میآید
مگر از کوی یار میآید
دود آه کدام سوخته است
خط که بر روی یار میآید
میکشم تنگ در بغل دل را
که ز پهلوی یار میآید
زان به پای درخت گل افتم
که ازو بوی یار میآید
از پریشانی خودم واقف
بوی گیسوی یار میآید