سخن از هجر جانفرسا مگویید
وگر گویید پیش ما مگویید
سخن زان قامت رعنا مگویید
قیامت میشود برپا مگویید
دل او خون به خود خواهد شدن نرم
سخنهای درشت او را مگویید
از آن دردی که من در سینه دارم
به پیش بوعلی سینا مگویید
گریبا میدرد شور جنونم
به من از دامن صحرا مگویید
دگر در محفل ما تلخکامان
از آن لبهای شکرخا مگویید
ملامتپیشهگان دیگر نصیحت
به این شیدا به این رسوا مگویید
حدیث مهر آن مه پیش واقف
ندارد هیچ اصل اصلاً مگویید