بیتو جان حزین نیاساید
تا دم واپسین نیاساید
هر کجا چون تو آفتی گذرد
مردن زیر زمین نیاساید
به دل و جان چه گفتهای ای عشق
کان نیارامد این نیاساید
هر که نفرینی از لب او شنید
لبش از آفرین نیاساید
هر که آن خاک آستان دیده است
از سجودش زمین نیاساید
بیقراری به نام من شد ختم
نام من در نگین نیاساید
واقف آن را که پیشه جامهدریست
دست در آستین نیاساید