گر چنین اشکبار خواهد شد
دیده ابر بهار خواهد شد
رحم کن ورنه سیل گریهٔ من
آفت این دیار خواهد شد
حان من غیر را مزن خنجر
سینهٔ من فگار خواهد شد
مطرب این رنگ اگر نوازد تار
جامهها تارتار خواهد شد
داغ او را چرا دهم از دست
که چراغ مزار خواهد شد
قامتش را به چشم کم منگر
فتنهٔ روزگار خواهد شد
بعد مردن ز یمن داغ کسی
تربتم لالهزار خواهد شد
وعدهٔ وصل میدهی لیکن
کارم از انتظار خواهد شد
دل نخواهد ز چشم او جان برد
گریه آهوسوار خواهد شد
کار دنیا چه میکنی واقف
آخر این کار بار خواهد شد