به کویش خوار گشتم از وفاداری زهی قسمت
وفاداری مرا شد موجب خواری زهی قسمت
تو بیزاری ز من چندان که پیشت میکنم خواری
ز زاری حاصلم گردید بیزاری زهی قسمت
مرا صیاد بیپروا فکنده در قفس تنها
که تا تنها کشم رنج گرفتاری زهی قسمت
درین گلزار بد آب و هوا تا چشم وا کردم
ندیدم همچو نرگس غیربیماری زهی قسمت
به آسانی دلش دادم به امید وصال آخر
ز بیم هجر جان دادم به دشواری زهی قسمت
دلآرام است یار از بهر غیر اما برای من
کمر بسته است بر عزم دلآزاری زهی قسمت
هوادارش شدم دردا که آن بیدرد من واقف
به بادم داد از جرم هواداری زهی قسمت