تا سرو من از میانه برخاست
صد فتنه ز هر کرانه برخاست
دل از سر و جان ز آرزوست
با زمزمه و ترانه برخاست
یا رب اثر تبسم کیست
این شور که از زمانه برخاست
در عهد تو بس که آرزو مرد
شیوه ز هزار خانه برخاست
آن شوخ به پهلویم به صد ناز
بنشست به یک بهانه برخاست
در دام کسی مگر نشیند
این دل که ز آشیانه برخاست
تا صدرنشین شدند اغیار
واقف زان آستانه برخاست