دل به این وارستگی کی غافل از تدبیر ماست
هادی ما رهبر ما مرشد ما پیر ماست
قید الفت را گسستن پیش ما کاریست سخت
گر محبت یک سر مو هم بود زنجیر ماست
از جهان دامن بیفشانیم با آزادگی
بس که پاس گرد راه عشق دامنگیر ماست
خدمت این دشت را چشم تر ما ضامن است
خشک لب ماند اگر یک خار این تقصیر ماست
خاک گردیدن به پیش ما طلا گردیدن است
کیمیاسازان فقیریم و فنا اکسیر ماست
ای که پرسی صورت احوال ما افتادگان
نقش ما هر جا که بینی کردهٔ تصویر ماست
پیش ازین بود است در هر کوچهٔ شور جنون
صاحب آوازه واقف این زمان زنجیر ماست