واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۲

نیست گر حق یقین علم یقین هم بد نیست

گر میسر نشود آن به تو این هم بد نیست

زخم دندان به لب یار تماشا دارد

گرچه خوبست نگین نقش نگین هم بد نیست

سینه بریان چه کنی از پی نان گندم

نمکی داری اگر قرض جویان هم بد نیست

چند در دیدهٔ اغیار نشیمن سازی

گوشهٔ خاطر این گوشه‌نشین هم بد نیست

ماه من گر ز در مهر درآیی خوبست

ور قدم رنجه کنی از ره کین هم بد نیست

می‌برد گرچه دل از موج تبسم لب او

واقف انصاف بده چین جبین هم بد نیست