واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱

ندانم کدامین ادای تو خوب است

چه گویم همه شیوه‌های تو خوب است

اگر تیر بر من زنی ور به اغیار

تو خوبی صواب و خطای تو خوبست

مبادا چو من روز بد پیشت آید

مبین آیینه کز برای تو خوبست

تو سرو کدامین گلستانی از شوخ

که از روی گل پیشت پای تو خوبست

سر من که دارد هوای سجودی

اگر سوده گردد به پای تو خوبست

فتاده است در فکر پرواز رنگم

اگر پر زند در هوای تو خبست

ز واقف نمانده است جز نیم‌جانی

که آن هم نماید فدای تو خوبست