خانهپرداز و خانهدار امن است
چه قدرها غمت به کار من است
یادگاری ز خاندان دل است
طفل اشکی که در کنار من است
غم رسواییام مخور ناصح
عاشقم خواری اعتبار من است
اندرین شهر هر کجا طفلی است
سنگ در کف در انتظار من است
به فلک میتوان سفارش کرد
که فلان تیرهروزگار من است
این نمکها که ریزد از لب او
همه وقف دل فگار من است
قدیسان را به گریه میآرد
دود شمعی که بر مزار من است
آن که دل برده از برم واقف
بر کنار است و در کنار من است