دردمند از کوچهٔ دلدار میآییم ما
آه کز دارالشفا بیمار میآییم ما
عشق ما را عاقبت در بزم او بیقدر ساخت
یار کم میخواهد و بسیار میآییم ما
در سر ما، عشق، شور مستیِ منصور ریخت
پایکوبان تا به پای دار میآییم ما
زخمی تیغ جفا از کوی خوبان میرسم
گل به سر داریم، از گلزار میآییم ما
نیست واقف همزبان ما درین محفل کسی
شمع میلرزد چو در گفتار میآییم ما